تبلیغات
دنیای طرفداران هری پاتر - متن کامل صحبت های رولینگ در مورد ‘یادگاران مرگ – بخش ۲′، بازیگران و عوامل آن در مصاحبه ای جدید
 
دنیای طرفداران هری پاتر
به شهر جادوگری پاتر خوش آمدید
درباره وبلاگ


سلام به شما کاربر عزیز که هم اکنون وارد وب طرفداران سر سخت هری پاتر شده اید.اینجانب صادق خزاعی امیدوارم بتوانم مطالب خوبی را به شما ارائه دهم.شما عیززان از طریق ایمیل سایت و همچنین نظرات هر مطلب با ما ارتباط برقرار کنید.

مدیر وبلاگ : صادق
نویسندگان
نظرسنجی
آیا نسخه پرده ای و بی کیفیت فیلم نهایی را می بینید؟




سلام دوستان.جدیدا مصاحبه ای با خانم رولینگ در مورد فیلم هری پاتر ویادگاران مرگ بخش دو صورت گرفته است که میتوانید این صحبت هارا در ادامه  مطلب ببینید.منتظر نظرات شما دوستان عزیز و گرامی هستیم.


متن کامل صحبت های رولینگ در مورد ‘یادگاران مرگ – بخش ۲′، بازیگران و عوامل آن در مصاحبه ای جدید

یک مصاحبه جدید با جی.کی.رولینگ منتشر شده است که در آن جو در مورد فیلم سینمایی هری پاتر و یادگاران مرگ – بخش 2 صحبت کرده است.

او این فیلم را “فیلمی جنگی” نامید و از لحظات شخصیت های مهم در فیلم نهایی صحبت کرد. از این گفت که وقتی برای اولین بار در سال 2000 وارد صحنه ی سرسرای عمومی شد، آن را دقیقا آن طوری یافت که تصور میکرد و گفت که مشاهده خراب شدن این مکان برایش وحشتناک بود





منبع خبر سایت دمنتور میباشد


علاوه بر این، جو از این گفت که وقتی به استودیوهای لویزدین می رفت، برایش چگونه بود و اینکه چه حسی داشت وقتی می دید که هزاران نفر در آن استودیو به خاطر ایده ای که در قطار به ذهن او رسیده بود، مشغول کار بودند.

در آخر هم در مورد دنیل ردکلیف، اما واتسون و روپرت گرینت صحبت کرد و اینکه چطور آنها دنیای وی را افتخار آمیز کردند.

پدی هری، سرپرست انجمن گفتگوی دمنتور، متن این مصاحبه را به فارسی ترجمه کرده که در زیر با هم می خوانیم.

خیلی اعجاب انگیز بود.اینکه خب با افراد بسیار نابغه ای کار کنم .-خب شاید احساسی باشه اینی که می گم..یکی از چیزهایی که خیلی بهش افتخار خواهم کرد این بوده که به استودیوی لویسندن رفتم و با همه این افراد بودم حالا با هر کاری که میکردن-صدها و صدها نفر- و یک دفعه به خودم اومدم که دارم میگم: اوه خدای من این همه آدم دارن اینجا کار میکنن چون من یک روز توی یک قطار یک ایده به ذهنم رسید..علاوه بر اون که تجربه فیلم ها برای نویسنده ی اصلیش میتونه عالی باشه.

به مقدار قابل ملاحظه ای در این قسمت اکشن وجود داره؛به هر حال این یک فیلم جنگیه دیگه. قسمت اول یک فیلم جاده ای بود اما قسمت دوم یک فیلم جنگیه با تمام خصوصیاتش.هم افسوس و غم درش هست هم هیجان توش وجود داره و حس میکنم شخصیت های متفاوت لحظه های بزرگی رو خلق می کنند چیزی که همیشه تو ذهنم بهش می گفتم هقت بزرگ-که منظورم هری رون هرماینی جینی نویل لونا و دراکوئه-خب اینا برای من هفت بزرگن همه اونها لحظات خیره کننده ای رو در اخرین قسمت دارن در واقع نبرد شخصیت ها.احتمالا میتونید حدس بزنید که خواهم گفت عاشقشم.به نظرم می شه گفت که بهترینه.

بسیاری از زمینه هایی که در هفت قسمت کتاب و فیلم میان رو دامبلدور درست اول مجموعه در پایان سنگ جادو توضیح میده وقتی که هری می پرسه که اون نرفته؟ و داملدور جواب میده:”نه ولی اگر نفر بعدی باهاش بجنگه و همینطور نفر بعدی اینجوری میتونیم ضعیف نگهش داریم” و این وارد قلب داستان می شه این پرسش که “چرا جنگ؟” “چرا جنگ؟” هممون لزوم وجود شر رو تو دنیا می پذیریم همینطور اینکه قرار نیست همه ی چیزها مطابق میل باشه.هممون می پذیریم که همه چی قرار نیست بی نقص باشه.چرا جنگ؟ چرا جنگ؟ و این پرسشه که هر شخصیت به روش خودش سعی میکنه پاسخ بده..بعضی هاشون می گن”من نمی خوام بجنگم ولی تقدیر اینه” و بعضی دیگه می گن:”تا دم مرگم می جنگم تا دنیا رو به دنیایی بهتر تبدیل کنم تا جون دوستان رو نجات بدم.” و به نظرم این اون چیزه که نبرد پایانی علتشه

اونها این هدف رو خیلی خوب در فیلم پیاده کردن. یک لوکیشن بود که وقتی رفتم اونجا خیلی خوشحال شدم که به کتاب وفاداره به خاطر اینکه سیر اسنیپ خیلی مهمه و بعضی از مفاهیمه داستانه که بدون اسنیپ کاربرد نداره البته اون خیلی بیشتر از ابزار انتقال مفاهیمه.اون یک شخصیت جذابه والبته-فکر کنم به مانند تمام شخصیت های داستانم بدون استثنا که شامل هری هم می شه- دچار خطا و اشتباه. و فکر نمیکنم که ما آدم کاملا خوب یا کاملا بد-البته ولمورت استثانست. اون کاملا بده اون هیچ وقت عاقبت به خیر نشد- داشته باشیم

قدم زدن توی سرسرای ورودی سال 2000 بود درسته؟ اوایل سال 2000 بود که برای اولین بار که این کارو کردم ( قدم زدن در سرساری بزرگ) خیلی هیجان انگیز بود.خیلی اعجاب انگیز بود.درست اونطوری بود که تصور می کردم. کریس کلمبوس و استوارت کریگ من با اونها درباره نحوه دیدشون بحث می کردم. و اونها یک کار بسیار عظیم انجام داده بودند.خب راستش دلم نمی خواست ببینم که درب و داغون شده و دیدن نابود شدنش توی فیلم خیلی مهیبه،ترسناکه.فکر کنم همه این حسو پیدا کنن همه طرفدارا با همه ی دیدگاه ها . شما این حس رو که موقعیت چقدر جدیه رو پیدا خواهید کرد این که چطوری این نبرد با خودش ویرانی به بار میاره

و من وابستگی خیلی زیادی بهشون دارم. چون اونها دقیقا همونجورین که توی دنیای من زندگی کردن و افتخارات بزرگی هم کسب کردن و به همین خاطر اونها در مسیر خودشون و ایفای نقش خودشون کارهای بزرگی انجام دادن و این چیزه که اتفاق افتاده که خودش از هر چیزه دیگه ای مهمتره که اونها آدمهای خارق العاده ای هستن.شما باید خیلی بگردید تا باهوشتر مهربوتر از دن روپرت و اما پیدا کنید

شخصا فکر میکنم مطلبی که میخام بگم رو خود روپرت می دونه همیشه این طور حس میکنم که ممکنه اشتباه باشه یعنی اگه با روپرت مصاحبه کنین ممکنه چیز دیگه ای بگه اما یک حس قوی بهم می گه که اون رون رو از درون خودش به بیرون منتقل کرده و نمیونم تا حالا کسی اینو بهش گفته یا نه.دن هم کنجکاوترین ذهنی رو داره که تا حالا دیدم.دن مشتاقه که بدونه.مشتاقه که بفهمه و همین کارم می کنه و مطمئن می شه چیزی رو که میخواد به چنگ بیاره که البته میاره. و اما(واتسون) خب اون به اندازه کافی بین اما و هرماینی نقاط مشترک وجود داره مثلا این که اون هم دختر باهوشیه مگه نه؟ اون خیلی اعجاب انگیز بود.البته هنوز جای ترقی بیشتر رو داره و مخصوصا تو قسمت اخر نشون داد اینو موقعی که اون و دن دارن به تنهایی بازی میکنن عمق احساس اما از همین غیرعادی بودن میاد.”





نوع مطلب : ج.ک.رولینگ، اخبار جدید، 
برچسب ها :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه